بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٩٠ - توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلم
و اذا تمّت هذه المقدّمات الثّلاث فانّ الكلام المجرّد عن القيد يكون ظاهرا في الاطلاق، و كاشفا عن أنّ المتكلّم لا يريد المقيّد، و الّا لو كان قد أراده واقعا، لكان عليه البيان، و المفروض انّه حكيم ملتفت جاد غير هازل، و هو في مقام البيان، و لا مانع من التّقييد حسب الفرض. و اذا لم يبيّن و لم يقيّد كلامه فيعلم أنّه أراد الاطلاق و الّا لكان مخلّا بغرضه.
فاتّضح من ذلك أنّ كلّ كلام صالح للتّقييد و لم يقيّده المتكلّم مع كونه حكيما ملتفتا جادا و في مقام البيان و التّفهيم، فانّه يكون ظاهرا في الاطلاق و يكون حجّة على المتكلّم و السّامع.
ترجمه:
توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلّم
سپس مرحوم مصنّف در صدد توضيح انحاء در مقام بيان نبودن متكلّم برآمده و مىفرمايند:
امّا در مقام تشريع و تأسيس بودن باين استكه متكلّم فعلا در مقام صرف بيان حكم بوده نه عمل بآن و بعبارت ديگر غرضش مجرّد تشريع و تأسيس حكم باشد لذا امكان آن هست كه تمام مقصود و غرضش را در كلام بيان نكرده و مثلا عبارت را مطلق آورده با اينكه در واقع مقيّد بقيدى است كه آنرا در كلام ذكر ننموده و جهت آوردن و ذكر آن انتظار آمدن وقت عمل را داشته تا بفرارسيدن آن قيد را گوشزد مخاطبين بنمايد از اينرو با وجود چنين احتمالى نمىتوان احراز كرد كه متكلّم در صدد بيان تمام مراد و جميع مقصودش مىباشد.
و همچنين است اگر فرض نموديم كه متكلّم رأسا در مقام اهمالگوئى است چه آنكه در چنين صورتى كلامش ظهور در اطلاق نداشته همانطورى كه ظاهر در هيچ غرض و مقصودى نمىباشد.
و مثل آنست در صورتيكه متكلّم در مقام بيان حكم ديگر باشد كه در